خواب

خرید بک لینک

خسته بودم و خواب آلود،از نیمه شب گذشته بود...اما دل ساز خودشو می زد،خواب بی خواب

عقل هر چی گفت دل من بی خیال شو غصه نخور ،به خرجش نرفت که نرفت،تقصیر نداشت ،بد زمونه ای شده.

سحرگاه بود که عقل کودتا کرد ،دلم گفت سنگ صبور من باش و بیا مذاکره کنیم.

لحاف کشیدم رو سرم و گفتم :ببین دوران دموکراسی گذشته ،خفه شو و بزار بخوابم وگرنه میزنم لهت می کنما.


پی نوشت:

محمود دولت آبادی:

درد اینجاست...

که درد را نمی شود به هیچ کس حالی کرد...

باران...

ما را در سایت باران دنبال می‌کنید

برچسب: خواب,خوابگاه دختران,خواب تلخ,خواب به انگلیسی,خواب مار,خوابم میاد,خواب رفتن دست,خوابگرد,خواب زده ها,خوابگاه دانشجویی, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 15:52

صفحه بندی